

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۱۳۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳۲
خواهیم یارا کامشب نخسپی
حق خدا را کامشب نخسپی
چون سرو و سوسن تا روز روشن
خوبیم و زیبا کامشب نخسپی
یار موافق تا صبح صادق
شاهی و مولا کامشب نخسپی
ای ماه پاره همچون ستاره
باشی به بالا کامشب نخسپی
از حسن رویت و از لطف مویت
خواهد ثریا کامشب نخسپی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت به شادمانی و سرمستی میپردازد و تأکید میکند که باید از لحظههای خوب و زیبا بهرهبرداری کرد. او به یار خود اشاره میکند و زیبایی و لطافت او را ستایش میکند، همچنین بر اهمیت همراهی و همنشینی در شب تأکید دارد. شاعر خواستار این است که با عشق و نزدیکی به یار، ساعتها را ارزشمند سپری کنیم و از غم و پریشانی دوری کنیم. در نهایت، فضایی شاد و مسرتبخش به تصویر کشیده میشود که دعوت به کنار گذاشتن غمها و لذت بردن از زندگی است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
