

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۱۳۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳۶
خواهی ز جنون بویی ببری
ز اندیشه و غم میباش بری
تا تنگ دلی از بهر قبا
جانت نکند زرین کمری
کی عشق تو را محرم شمرد
تا همچو خسان زر میشمری
فوق همهای چون نور شوی
تا نور نهای در زیر دری
هیزم بود آن چوبی که نسوخت
چون سوخته شد باشد شرری
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ عشق و تلاش برای پیوستن به حقیقت و نور است. شاعر به مخاطب توصیه میکند که برای رسیدن به جنون عشق، باید از اندیشه و غم رها شود. او از تجربههای مختلفی مانند آتش و آب برای نشان دادن قوت عشق و آثار آن بر جان انسان یاد میکند. در این مسیر، اهمیت ذکر و حضور در لحظه مورد تأکید قرار میگیرد و پیشنهاد میشود که انسان به جای دیرهفتن در وهمها، به حقیقت بپردازد. به طور کلی، شعر به شعف و زیبایی در عشق و عدم وابستگی به تصورات میپردازد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
