

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۱۵۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۰
من مرید توَم مراد توی
من غلامم چو کیقباد توی
دل مرید تو و تو را خواهد
کاین در بسته را گشاد توی
خاک پای توام ولی امروز
گردم اندر هوا که باد توی
زهد من می جهاد من ساغر
چو مرا زهد و اجتهاد توی
گرچه من بدنهاد و بدگهرم
شاکرم چون در این نهاد توی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از مولانا خود را مرید و غلام محبوبش میداند و به مقام و جایگاه او اعتراف میکند. او بیان میکند که دلش به محبت محبوب گراییده و در پی نزدیک شدن به اوست. شاعر به زهد و اجتهاد خود اشاره میکند و هر دو را در سایه محبت محبوبش توصیف میکند. همچنین، او اعتراف میکند که با وجود نواقص خود، از دلسوزی و وجود محبوب باکی ندارد و یاد محبوب را بر هر چیزی ترجیح میدهد. در نهایت، شاعر بر اهمیت ذکر محبوب تأکید میکند و میگوید که تمام ذکرها و یادها باید معطوف به او باشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
