

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۱۵۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۶
در غم یار، یار بایستی
یا غمم را کنار بایستی
زانچ کردم کنون پشیمانم
دل امسال پار بایستی
دل من شیر بیشه را ماند
شیر در مرغزار بایستی
تا بدانستیی ز دشمن و دوست
زندگانی دو بار بایستی
دشمن عیبجوی بسیارست
دوستی غمگسار بایستی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر به بیان حسرتها و پشیمانیهایش میپردازد و از درد جدایی از یار و غم ناشی از آن سخن میگوید. او اشاره میکند که برای درک دوستی و دشمنی در زندگی، باید با دردها و تلخیها کنار آمد. دل او به جانوری قوی تشبیه میشود که در بحران و سختی باید پایدار بماند. همچنین، شاعر در مورد دشواریهای دوستی و دشمنی و ضرورت صبر در این راه میاندیشد و به تنهایی در این مسیر اشاره میکند. در نهایت، او نشان میدهد که با وجود همهی این دشواریها، عشق و علاقه به یار همچنان باقی است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
