

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۱۷۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷۴
صد دل و صد جان بدمی دادمی
وز جهت دادن جان شادمی
ور تن من خاک بدی این نفس
جمله گل و عشق و هوس زادمی
از جهت کشت غمش آبمی
وز جهت خرمن او بادمی
گر ندمیدی غم او در دلم
چون دگران بیدم و فریادمی
گر نبدی غیرت شیرین من
فخر دو صد خسرو و فرهادمی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و شوق عمیق خود به معشوق اشاره میکند و از فداکاریهایش برای او سخن میگوید. او میگوید که اگر نیاز باشد، جان و دلش را فدای معشوق خواهد کرد و برای شادابی او همهٔ سختیها را تحمل میکند. همچنین از احساساتی چون غم و یاد معشوق میگوید و بیان میکند که بیاو زندگیاش خالی و بیمفهوم است. شاعر بینظمی و فراموشی خود را در عشق به معشوق میپذیرد، اما در عین حال، به زیبایی و حقیقت عشق نیز اشاره میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
