

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۱۸۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸۸
ادر کاسی و دعنی عن فنونی
جننت فلا تحدث من جنونی
نه چون ماندست ما را، نی چگونه
ندانم تو دلاراما که چونی
رایت الناس للدنیا زبونا
و ذقت العشق فالدنیا زبونی
مترس از خصم و تو فارغ همی باش
که عاشق هست آن بحر فزونی
فما للخلق یا صاحی ظهوری
و ما للخلق یا صاحی کمونی
اگر عشقم درون آرام گیرد
کجا بینندم این خلق برونی
