

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۲۰۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰۲
هذا سیدی، هذا سندی
هذا سکنی، هذا مددی
هذا کنفی، هذا عمدی
هذا ازلی، هذا ابدی
یا من وجهه، ضعف القمر
یا من قده صعفالشجر
یا من زارنی، وقتالسحر
یا من عشقه نور نظری
گر تو بدوی، ور تو بپری
زین دلبر جان، خود جان نبری
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به مدح و ستایش محبوب خود میپردازد و او را مظهر زیبایی و نیکی معرفی میکند. او با بیان احساسات عمیق خود از عشق، به ویژگیهای محبوب اشاره میکند و از وجود او در زندگیاش به عنوان منبعی از مدد و سکون یاد میکند. شاعر از شدت عشق و شیداییاش میگوید که حتی اگر جانش را نیز بر اثر این عشق از دست بدهد، خوشحال و غرق در شادی خواهد بود. او در نهایت به جهانی فراتر از زندگی مادی اشاره میکند، جایی که عشق ناب، زیباترین و ارزشمندترین چیز است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
