

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۲۲۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲۱
الا حریم لیلی، علیکم سلامی
ادرتم علینا صفیةالمدام
فذا ربیع وصل و نوبة التلاقی
و نعمة احاطت جمیعة الانام
تداولوا کوسا واسکروا رؤسا
کذا بکون خقا ولیمة الکرام
فوصلکم مدید صلوا بلا انقطاع
و نزلکم مزید کلوا بلا غرام
فلا یهیم قلبی بظلمة اللیالی
ولا تعام عینی علت عنالمنام
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شوق و شادی وصال و دیدار میپردازد و با سلام و درود به حریم محبوب، از بهار و سرزندگی دوران ملاقات سخن میگوید. او به مینوشی و جشنوپارتی که در این موسم خاص برپا میشود، اشاره میکند و دعوت به برخاستن و شادی میکند. همچنین نگرانیها و غمهای شبهای تار را رها کرده و بر لذتهای این لحظههای خوش تأکید میکند. در نهایت، شاعر خواستار پیوستگی و دوام این وصال و لذتهاست.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
