

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۲۲۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲۸
ایا ملتقی العیش کم تبعدی
و یا فرقة الحب کم تعتدی
لیالی الفراق فکم ذاالجوی!
ربی الوصل! ما حان ان تهتدی!
و نشرب من عذب لقیاکم
و من حلو رؤیاکم نعتدی
فذاک الوصال، بما نشتری
و قلبالمعنی بما نفتدی
لباسا منالطیف کی نکتسی
رداء منالقرب کی نرتدی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دلتنگی و عشق اشاره میکند و از فراق معشوق و آرزوی وصال سخن میگوید. او از درد جدایی و شبهای ناامیدی مینالد و از خدا میخواهد که او را به وصال معشوق هدایت کند. شاعر حسرت و شوق را در دل دارد و خواستههایش را در قالب عشق بیان میکند. در نهایت، او با اشاره به نور و زیبایی معشوق، از عمق عشق و فداکاریاش برای رسیدن به معشوق میگوید و به حالتی شگرف از عشق و امید اشاره دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
