

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۲۲۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲۹
یا وَلی نِعمَتی وَ سُلطانی
سابِقالحُسنُ ما لَهُ ثانی
انت بحر تحیط بالدنیا
مدمن جوهر و مرجان
کان بنیان عبد کم خربا
رمنی هو و شید ارکانی
کیف هذاالجفا و انت وفا؟
کیف اردیتنی بنسیان
حیة البین کلما هاجت
لسعت مثل لسع ثعبان
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف محبت و ارادت خود به معشوق میپردازد و او را مقامی والا و بینظیر میداند. معشوق به سان دریا است که همواره در او محبت و زیبایی جریان دارد. شاعر از درد جدایی و سوز دل ناشی از فراق سخن میگوید و بر وفاداری معشوق تأکید میکند. او به حسرت روزهایی که با هم بودهاند اشاره میکند و خود را در غم فراق غوطهور میبیند. در نهایت، از معشوق درخواست محبت و توجه میکند و ابراز میکند که تنها راه نجاتش، توجه اوست.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
