

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۳۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۵
همه خوف آدمی را از درونست
ولیکن هوش او دایم برونست
برون را مینوازد همچو یوسف
درون گرگیست کاو در قصد خونست
بدرّد زَهره او گر ببیند
درون را کاو به زشتی شکل چونست
بدان زشتی به یک حمله بمیرد
ولیکن آدمی او را زبونست
الف گشتهست نون میبایدش ساخت
که تا گردد الف چیزی که نونست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی درونیات انسان و تأثیرات آنها میپردازد. او میگوید که درون انسان پر از ترسها و ناپاکیهاست، در حالی که هوش و عقلش به دنیای بیرونی معطوف است. اشاره میکند که معجزات و الطاف الهی میتوانند انسان را از این درون آشفته نجات دهند. مولانا همچنین به زیبایی و لطافت وجود انسان و روح او اشاره دارد، که برتری او بر ترسها و مشکلات را بیان میکند. در نهایت، او شمس تبریزی را به عنوان یک منبع الهام و قدرت وصف میکند که فراتر از مشکلات انسانی است و تمامی مسائل را به راحتی حل میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
