

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۷۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶
امروز جنون نو رسیدهست
زنجیر هزار دل کشیدهست
امروز ز کندهای ابلوج
پهلوی جوالها دریدهست
باز آن بدوی به هجدهای قلب
آن یوسف حسن را خریدهست
جانها همه شب به عز و اقبال
در نرگس و یاسمن چریدهست
تا لاجرم از بگاه هر جان
چالاک و لطیف و برجهیدهست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حال و هوای جدیدی میپردازد که در آن عشق و زیبایی جلوهگر شدهاند. او از جنون تازهای صحبت میکند که دلها را به خود مشغول کرده و میوههای درختان در فصل زمستان میوه میدهند. احساسات عمیق عاشقانه در دلها جاری است و عارفان را به تفرج در طبیعت و چمنزار دعوت میکند. این تصویرسازیها به خلق یک جهان نو و جذاب اشاره دارد که به زیبایی و عشق مرتبط است و اهمیت ارتباط با این تجارب را نشان میدهد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
