

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۴۲۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶
غیر عشقت راهبین جُستیم نیست
جز نشانت همنشین جستیم نیست
آن چنان جستن که میخواهی بگو
کان چنان را این چنین جستیم نیست
بعد از این بر آسمان جوییم یار
زانک یاری در زمین جستیم نیست
چون خیال ماه تو ای بیخیال
تا به چرخ هفتمین جستیم نیست
بهتر آن باشد که محو این شویم
کز دو عالم به از این جستیم نیست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تلاش خود برای جستجوی عشق و حقیقت اشاره میکند و تصریح میکند که هرچه در این دنیا جستجو کردیم، غیر از عشق تو چیزی نیست. او تأکید میکند که بهتر است از دو جهان فانی محو عشق شویم، چون در تمامی عالم جز درد عشق چیزی نمییابیم. شاعر به تجلیات زیبای عشق و حقیقت اشاره میکند و میگوید که یافتن معنایی عمیقتر از آنچه در پدیدهها به چشم میآید، ممکن نیست. در این مسیر، انواع شک و بدگمانیها نیز مطرح میشود که فقط مانع دستیابی به حقیقت میشوند. نهایتاً، شاعر بر این نکته تأکید میکند که درک و روشنایی واقعی تنها از طریق عشق حاصل میشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
