

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۴۹۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۶
طرب ای بحر اصل آب حیات
ای تو ذات و دگر مهان چو صفات
اه چه گفتم کجاست تا به کجا
کو یکی وصف لایق چو تو ذات
هر که در عشق روت غوطی خورد
ریش خندی زند به هست و فوات
شرق تا غرب شکرین گردد
گر نماید بدو شکرت نبات
جان من جام عشق دلبر دید
لعل چون خون خویش گفت کههات
جان بنوشید و از سرش تا پای
آتشی برفروخت از شررات
