

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۵۱۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۶
بازرسیدیم ز میخانه مست
بازرهیدیم ز بالا و پست
جمله مستان خوش و رقصان شدند
دست زنید ای صنمان دست دست
ماهی و دریا همه مستی کنند
چونک سر زلف تو افتاده شست
زیر و زبر گشت خرابات ما
خنب نگون گشت و قرابه شکست
پیر خرابات چو آن شور دید
بر سر بام آمد و از بام جست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ حال و هوای میخانه و مستی حاضران است. مستان با شادی و رقص در حال لذت بردن از یکدیگر هستند و به سرودن و دست زدن مشغولاند. در این بین، پیر خرابات از شور و حال جوانان آگاه میشود و به بام میآید. در نهایت، پیر و جوانها در مستی غرق شده و به اوج شادمانی میرسند، ضمن اینکه اشارهای به ناپایداری و گذرای وجود دارد. شاعر حسی از آزادی و شادی در بین مستان را به تصویر میکشد و بر اهمیت غنیمت شمردن لحظات زندگی تأکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
