

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۵۲۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۸
آن کیست آن آن کیست آن کاو سینه را غمگین کند
چون پیش او زاری کنی تلخ تو را شیرین کند
اول نماید مار کر آخر بود گنج گهر
شیرین شهی کاین تلخ را در دم نکوآیین کند
دیوی بود حورش کند ماتم بود سورش کند
وان کور مادرزاد را دانا و عالمبین کند
تاریک را روشن کند وان خار را گلشن کند
خار از کفت بیرون کشد وز گل تو را بالین کند
بهر خلیل خویشتن آتش دهد افروختن
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف محبت و تاثیرات عمیق آن بر دل انسان میپردازد. او به وجود فردی خاص اشاره میکند که توانایی تبدیل غم به شادی را دارد و میتواند تاریکیها را روشن کند. این فرد نه تنها گناهکاران را مورد عفو قرار میدهد، بلکه به بندگانش رحمت و لطف میکند. همچنین، شاعر به اشتیاق خود برای رسیدن و عشق ورزیدن به شمس الدین تبریزی اشاره میکند و دل خود را به جستوجوی او میفرستد. در نهایت، این غزل حال و هوای عشق و وصال را به تصویر میکشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
