

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۵۶۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
ترازو گر نداری پس تو را زو ره زند هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
تو را بر در نشاند او به طراری که میآید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
به هر دیگی که میجوشد میاور کاسه و منشین
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: این شعر مولانا به اهمیت نشستن نزد اهل معرفت و کسانی که از دل و باطن آگاهند اشاره دارد. شاعر به شنوندگان میگوید که به جای سرگردانی در بازار دنیا، باید به دکان کسانی رفت که قیمتی واقعی در دل دارند. او همچنین با تمثیلهای مختلف، تفاوت بین ظواهر و باطنها را مینمایاند و تأکید میکند که تنها به ظواهر و نشانهها بسنده نکنند. در نهایت، مولانا به ارزش دل بیدار و شناخت عمیق از روح و وجود انسان اشاره میکند و از مخاطبان میخواهد که از زرق و برق دنیوی بگذرد و به جوهر معنوی بپردازند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
