

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۵۹۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۵
آن را که درون دل عشق و طلبی باشد
چون دل نگشاید در آن را سببی باشد
رو بر در دل بنشین کان دلبر پنهانی
وقت سحری آید یا نیم شبی باشد
جانی که جدا گردد جویای خدا گردد
او نادرهای باشد او بوالعجبی باشد
آن دیده کز این ایوان ایوان دگر بیند
صاحب نظری باشد شیرین لقبی باشد
آن کس که چنین باشد با روح قرین باشد
در ساعت جان دادن او را طربی باشد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به توصیف ویژگیهای افرادی میپردازد که عشق و طلب در دلشان موج میزند. چنین افرادی با دیدن حقیقتهای پنهان و عبور از مرزهای مادی، به جویای خدا و حقیقت نزدیک میشوند. در این شعر، معشوق به عنوان دلبری پنهان توصیف شده و کسانی که به این شناخت دست مییابند، از فضایل و خصوصیات نادری برخوردار میشوند. در نهایت، شاعر به اهمیت خاموشی و پنهانسازی رازها اشاره میکند تا از افتراق در جمعهای سبکروح مستثنی شوند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
