

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۶۰۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۴
هرک آتش من دارد او خرقه ز من دارد
زخمی چو حسینستش جامی چو حسن دارد
غم نیست اگر ماهش افتاد در این چاهش
زیرا رسن زلفش در دست رسن دارد
نفس ار چه که زاهد شد او راست نخواهد شد
گر راستیی خواهی آن سرو چمن دارد
صد مه اگر افزاید در چشم خوشش ناید
با تنگی چشم او کان خوب ختن دارد
از عکس ویست ای جان گر چرخ ضیا دارد
یا باغ گل خندان یا سرو و سمن دارد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و زیبایی معشوق میپردازد و نقش او را در زندگیاش به تصویر میکشد. او بیان میکند که آتش عشق، نشانهای از پیوند عمیق و تأثیر معشوق بر دلهای عاشقان است. معشوقی که با وجود تمام زیباییها و ویژگیهایش، نمیتواند از زخمهای عشق بگریزد. همچنین، شاعر با تصویرسازی از معشوق، به بیان حالوهوای عاشقانه و روحانی خود میپردازد و به قدرت و بزرگی شمس تبریزی به عنوان منبع الهام اشاره میکند. در نهایت، شاعر به شدت وابستگی و عشق خود به معشوق و تأثیر او در زندگیاش تأکید دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
