

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۶۲۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۸
ای دوست! شکر بهتر یا آنک شکر سازد؟
خوبیِ قمر بهتر یا آنک قمر سازد؟
ای باغ! تویی خوشتر یا گلشنِ گل در تو؟
یا آنک برآرد گُل صد نرگس تر سازد؟
ای عقل! تو به باشی در دانش و در بینش
یا آنک به هر لحظه صد عقل و نظر سازد؟
ای عشق! اگر چه تو آشفته و پُرتابی
چیزیست که از آتش بر عشق کمر سازد
بیخود شدهی آنم سرگشته و حیرانم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تماشای زیباییهای عشق و معرفت میپردازد و سوالاتی از دوست خود میپرسد که آیا شکر بهتر است یا چیزی که شکر را بسازد. او از باغ و گلشن سخن میگوید و به برتری آنچه که در وجود معشوق است اشاره میکند. در ادامه به عقل و عشق پرداخته و میگوید که عشق، حتی اگر آشفته باشد، چیزی ارزشمند است که میتواند دل را بسوزاند یا آن را پر کند. شاعر در نهایت به شمس تبریزی اشاره میکند و او را به عنوان الهامبخش و مظهر عشق معرفی میکند که دل او را قوی کرده و به او معنا میدهد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
