

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۶۳۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید
کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید
که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا
بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت به مرگ در عشق میپردازد و میگوید که در این عشق واقعی، مردن نه تنها ترسناک نیست بلکه باعث رسیدن به روح و حقیقت میشود. او تأکید میکند که باید از قید و بند نفس رها شد تا بتوان به عوالم بالاتر دست یافت. با شکستن زندان نفس، انسان به مقام یا شاهی دست پیدا میکند و از ابرهای غم رها میشود. در نهایت، شاعر از خموشی در برابر مرگ صحبت میکند و میگوید که این خموشی خود نشانهای از زندگی واقعی است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
