

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۶۳۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۷
برانید برانید که تا بازنمانید
بدانید بدانید که در عین عیانید
بتازید بتازید که چالاک سوارید
بنازید بنازید که خوبان جهانید
چه دارید چه دارید که آن یار ندارد
بیارید بیارید در این گوش بخوانید
پرندوش پرندوش خرابات چه سان بد
بگویید بگویید اگر مست شبانید
شرابیست شرابیست خدا را پنهانی
که دنیا و شما نیز ز یک جرعه آنید
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به فراخواندن مخاطبانش برای توجه و حضور دلسوزانه به زندگی معنوی و عشق الهی میپردازد. او میگوید که باید به شتاب و شجاعت به سوی حقیقت و وجود واقعی پیش رفت، زیرا در این راه احساسات و زیباییها نهفته است. همچنین به دوگانگی بین جسم و روح اشاره میکند و میگوید که روح فراتر از محدودیتهای دنیا و جسم است. در ادامه، شاعر از سرنوشت و عدم وابستگی به ظواهر دنیا هشدار میدهد و بر اهمیت تلاش برای فهم عمیقتر از زندگی تأکید میکند. در نهایت، او به همگان یادآوری میکند که حقیقت در نهان است و آنان باید برای دستیابی به آن تلاش کنند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
