

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۶۴۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۵
بار دگر آن آب به دولاب درآمد
وآن چرخهٔ گردنده در اشتاب درآمد
بار دگر آن جان، پر از آتش و از آب
در لرزه چو خورشید و چو سیماب درآمد
بار دگر آن صورتِ پنهانیِ عالم
از روزن جان، دوش، چو مهتاب درآمد
خورشید که میدرَّد از او مشرق و مغرب
از لطف بوَد گر به سطرلاب درآمد
بار دگر آن صبح بخندید و بتابید
تا خفتهٔ صد ساله هم از خواب درآمد
بار دگر آن قاضی حاجات ندا کرد
«خیزید که آن فاتح ابواب درآمد»
