

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۶۶۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۳
توی نقشی که جانها برنتابد
که قند تو دهانها برنتابد
جهان گرچه که صد رو در تو دارد
جمالت را جهانها برنتابد
روان گشتند جانها سوی عشقت
که با عشقت روانها برنتابد
درون دل نهان نقشیست از تو
که لطفش را نهانها برنتابد
چو خلوتگاه جان آیی خمش کن
که آن خلوت زبانها برنتابد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل مولانا به عشق و جمال الهی پرداخته و به ویژگیهای بینظیر آن اشاره میکند. او میگوید که زیبایی و عشق الهی آنقدر عمیق و ریشهدار است که هیچ زبانی توان بیان آن را ندارد و هیچ موجودی نمیتواند آن را بهطور کامل درک کند. مولانا همچنین به خلوتگاه جان اشاره میکند و تأکید میکند که در این مکان معنوی، باید سکوت کرد چرا که کلام قادر نیست به عمق این تجربیات نفوذ کند. در نهایت، با یادآوری نام شمس تبریز، بر اهمیت و عظمت این شخصیت در جهان عرفان تأکید میورزد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
