

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۶۷۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۸
به صورت یار من چون خشمگین شد
دلم گفت اه مگر با من به کین شد
به صد وادی فرورفتم به سودا
که چه چاره که چاره گر چنین شد
به سوی آسمان رفتم چو دیوان
از این درد آسمان من زمین شد
مرا گفتند راه راست برگیر
چه ره گیرم که یار راستین شد
مرا هم راه و همراهست یارم
که روی او مرا ایمان و دین شد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حالاتی میپردازد که از عشق و جدایی ناشی میشود. او از خشم یار و درد دلش میگوید و نشان میدهد که با وجود رنجهای فراوان، عشق او را به جستجوی حقیقت میکشاند. در تلاش برای یافتن آرامش، به معانی عمیق و رموز زندگی اشاره میکند و تأکید میکند که ارتباط با یار به او ایمان و انسجام میبخشد. او همچنین میگوید که از گفتگو و تفسیر بیفایده پرهیز میکند، زیرا بزرگی محبت و حکمت عشق فراتر از کلام است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که حقیقت و کمال در عشق و پیوند با معشوق نهفته است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
