

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۶۷۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۷
عجب آن دلبر زیبا کجا شد
عجب آن سرو خوش بالا کجا شد
میان ما چو شمعی نور میداد
کجا شد ای عجب بیما کجا شد
دلم چون برگ میلرزد همه روز
که دلبر نیم شب تنها کجا شد
برو بر ره بپرس از رهگذاران
که آن همراه جان افزا کجا شد
برو در باغ پرس از باغبانان
که آن شاخ گل رعنا کجا شد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستجوی دلبر و محبوبی میپردازد که از او دور شده است. او در دلش احساس درد و تنهایی دارد و با همه وجود در پی یافتن اوست. شاعر به مکانهای مختلفی میرود و از رهگذران، باغبانان و پاسبانان درباره محبوب سوال میکند، اما خبری از او نیست. او به شدت نگران و دلتنگ است و به شبهای بدون او میاندیشد. در نهایت به این نتیجه میرسد که محبوب او، شمس الدین تبریزی، از عالم مادی رخت بر بسته و به عالم دیگر پیوسته است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
