

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۶۹۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۰
ای عشق که جمله از تو شادند
وز نور تو عاشقان بزادند
تو پادشهی و جمله عشاق
همرنگ تو پادشه نژادند
هر کس که سری و دیدهای داشت
دیدند تو را سری نهادند
خورشید توی و ذره از توست
وان نور به نور بازدادند
چون بوی عنایت تو باشد
زالان همه رستم جهادند
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل، مولانا به وصف عشق الهی میپردازد و آن را به عنوان منبع شادی و زندگی عاشقان معرفی میکند. او عشق را پادشاهی میداند که همه عاشقان تحت نفوذ و تاثیر نور او قرار دارند. عشق در اینجا مانند خورشید است و عاشقان همچون ذراتی که از نور او بهرهمند میشوند، در جهاد و تلاش هستند. مولانا تأکید میکند که بدون مدد و عشق الهی، حتی دلیرترین شخصیتها مانند حمزه و رستم نیز ناتوان خواهند بود. در نهایت، او به زیبایی و حال خوش عاشقان اشاره میکند که از وجود عشق زندهاند و در یاد او جاودانه خواهند بود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
