

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۶۹۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۷
دل بیلطف تو جان ندارد
جان بیتو سر جهان ندارد
عقل ار چه شگرف کدخداییست
بی خوان تو آب و نان ندارد
خورشید چو دید خاک کویت
هرگز سر آسمان ندارد
گلنار چو دید گلشن جان
زین پس سر بوستان ندارد
در دولت تو سیه گلیمی
گر سود کند زیان ندارد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر بیانگر دلتنگی و نیاز عاشق به محبوب است. شاعر احساس میکند که دل و جان او بدون لطف محبوب بیمعنا و بیارزش است و هر نوع دانشی بدون عشق او ناچیز خواهد بود. او به وصف زیباییهای محبوب و تاثیر آن بر جهان میپردازد و میگوید که همهی این زیباییها و نعمتها به خاطر وجود محبوب از ارزش واقعی خود تهی میشوند. در نهایت، شاعر به جدایی و غم خود اشاره میکند و میگوید که این درد و رنج جز با حضور محبوب تسلی نمییابد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
