

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۷۱۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۷
آن کس که به بندگیت آید
با او تو چنین کنی نشاید
ای روی تو خوب و خوی تو خوش
چون تو گهری فلک نزاید
روی تو و خوی تو لطیفست
سر دل تو لطیف باید
آن شخص که مردنیست فردا
امروز چرا جفا نماید
چیزی که به خود نمیپسندد
آن بر دگری چه آزماید
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اهمیت بندگی و خوبی در رفتار با دیگران اشاره میکند. او به زیبایی و لطافت روح انسانی اشاره دارد و تأکید میکند که اگر انسانی به بندگی خدا نزدیک میشود، باید با انسانها نیز با محبت و مهربانی رفتار کند. شاعر در نکاتی اخلاقی، افراد را از رفتار ناشایست برحذر میدارد و یادآوری میکند که هیچ کس نباید به دیگری جفا کند و از خشم خود بپرهیزد. همچنین، او به این نکته اشاره میکند که اگر در دل وسوسهای وجود داشته باشد، قضا و تقدیر ممکن است از فرد بگردد. در نهایت، شاعر به خطرات فریب شیطان نیز اشاره کرده و نسبت به آن هشدار میدهد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
