

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۷۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲
به خانهخانه میآرد چو بیذق شاهِ جان ما را
عجب بردست یا ماتست زیر امتحان ما را
همه اجزای ما را او کشانیدهست از هر سو
تراشیدهست عالم را و معجون کرده زان ما را
ز حرص و شهوتی ما را مهاری کرده در بینی
چو اشتر میکشاند او به گرد این جهان ما را
چه جای ما که گردون را چو گاوان در خرس بست او
که چون کنجد همیکوبد به زیر آسمان ما را
خنک آن اشتری کاو را مهار عشق حق باشد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال و وضع انسانی میپردازد که تحت تاثیر نیروهای بیرونی و ذاتش قرار دارد. او احساس میکند که مانند الاغی تحت کنترل، در گرداب زندگی کشانده میشود و از شهوت و حرص به دور است. شاعر به قدرتی اشاره میکند که همه اجزای وجودش را تحت تسلط دارد و او را آزمایش میکند. در نهایت، اشاره به خوشبختی و حالت رضایت از کسی میکند که عشق الهی را در دل دارد و در میان بیخودان دنیایی مست و عاشق است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
