

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۷۳۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۹
قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند
هین که آمد دود غم تا خلق را غمگین کند
ای تو رنگ عافیت زیرا که ماه از خاصیت
سنگها را لعل سازد میوه را رنگین کند
پرده بردار ای قمر پنهان مکن تنگ شکر
تا بر سیمین تو احوال ما زرین کند
عشق تو حیران کند دیدار تو خندان کند
زانک دریا آن کند زیرا که گوهر این کند
از میان دل صبوحی کآفتابت تیغ زد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف شوق و عشق میپردازد و از محبوب خود میخواهد که با زیباییهایش غم و اندوه را دور کند. او به قدرت عشق اشاره میکند که میتواند شادی و طراوت را به زندگی بیاورد و دلها را رنگین سازد. شاعر از محبوبش میخواهد که پردهها را کنار بزند و به روشنایی عشق اجازه دهد تا بر دلها تأثیر بگذارد. او همچنین به تأثیر نگاه و حضور محبوب بر دل و جان میپردازد و از رازهایی سخن میگوید که در خلوت عاشقانه فاش خواهد شد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
