

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۷۴۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴۲
عشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کند
چونک رد خلق کردش عشق رو با او کند
کانک شاید خلق را آن کس نشاید عشق را
زانک جان روسپی باشد که او صد شو کند
چون نشاید دیگران را تا همه ردش کنند
شاه عشقش بعد از آن با خویش همزانو کند
زانک خلقش چون براند خو ز خلقان واکند
باطن و ظاهر همه با عشق خوش خو خو کند
جان قبول خلق یابد خاطرش آن جا کشد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان پیچیدگیهای عشق و تأثیرات آن بر عاشق میپردازد. عشق، عاشق را از تعلقات و غیرت غیران خود دور میکند و او را به دنیای دیگری میبرد. در این مسیر، عاشق باید با همهی دشواریها و ناملایمات روبهرو شود و باید از نیازهای دنیوی خود فاصله بگیرد. او به تسلیم در برابر عشق و جستوجوی حقیقت میپردازد و در نهایت، این عشق او را به جایی میبرد که توانایی دیدن عالم دیگری را پیدا میکند و از بندهای دنیایی آزاد میشود. در این میان، دستاورد عشق، دسترسی به حالتی از مستی و آگاهی است که فراتر از جهان مادی است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
