

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۷۴۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴۷
ای طربناکان ز مطرب التماس می کنید
سوی عشرتها روید و میل بانگ نی کنید
شهسوار اسب شادیها شوید ای مقبلان
اسب غم را در قدمهای طربها پی کنید
زان می صافی ز خم وحدتش ای باخودان
عقل و هوش و عاقبت بینی همه لاشیء کنید
نوبهاری هست با صد رنگ گلزار و چمن
ترک سرد و خشک و ادباری ماه دی کنید
کشتگان خواهید دیدن سربریده جوق جوق
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت عاشقان و طربناکان میپردازد تا از غم و ناراحتی فاصله بگیرند و به شادی و عشرت روی آورند. او از عاقلانه بودن در رفتار و توجه به جمال خداوند سخن میگوید و به ترک عقل و هوش معمولی در راستای عشق و عرفان توصیه میکند. با بیان زیبایی بهار و گلی که در چمنزار است، شاعر به وجود عشق و زیبایی در زندگی اشاره میکند و از عاشقان میخواهد خود را به سوی محبوب واقعی ببرند. در نهایت، او با ذکر نام شمس تبریزی به مقام والای او اشاره میکند و دعوت به فداکاری و عشق خالصانه نسبت به او دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
