

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۷۷۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۵
هَله هُش دار که در شهرْ دو سه طَرّارند
که به تدبیرْ کُلَهْ از سَرِ مَه بردارند
دو سه رِندند که هُشیارْدل و سَرمستند
که فَلَک را به یکی عربده، در چرخ آرند
سَر دِهانند که تا سَر نَدِهی، سِرّ نَدِهند
ساقیانند که انگور نمیافشارند
یارِ آن صورتِ غیبند که جانْ، طالب اوست
همچو چشم خوش او خیرهکُش و بیمارند
صورتیاند ولی، دشمن صورتهایند
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
شاعر در این غزل به چند نفر بسیار خاص و ویژه اشاره مینمایند که زیباتر از ماه آسمان هستند و همچون خورشید همگان را بینایی و بصیرت میبخشند. شاعر ظاهرا در ابتدا و بیت اول دیگران را از آنها برحذر میدارد اما در ابیات بعد با وصف شجاعت، زیبایی و مقام معنوی آنها دیگران را به بهره بردن از آنها تشویق مینماید. اشخاص بسیار خاصی هستند که مقام آنها ورای مقامهای دو عالم است و از نزدیکان خاص یار و محبوب غیبی هستند و در پایان خود را به سکوت فرامیخواند زیرا سخن و کلمات از وصف مقام آنها ناتوان است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
