

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۷۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹
ای خواجه نمیبینی این روز قیامت را
ای خواجه نمیبینی این خوش قد و قامت را
دیوار و در خانه شوریده و دیوانه
من بر سر دیوارم از بهر علامت را
ماهیست که در گردش لاغر نشود هرگز
خورشید جمال او بدریده ظلامت را
ای خواجه خوش دامن دیوانه توی یا من
درکش قدحی با من بگذار ملامت را
پیش از تو بسی شیدا میجست کرامتها
چون دید رخ ساقی بفروخت کرامت را
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، از حال و هوای عاشقانه و شیدایی خود سخن میگوید و به محبوب خود خطاب میکند. او در تلاش است تا نشان دهد عشقش چقدر عمیق است و نمیتواند از دیدن زیباییهای محبوبش غافل شود. شاعر به دیوانگی و شیدایی خود اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که عشق به محبوب، تمامی کرامتها و زیباییهای زندگی را تحتالشعاع قرار میدهد. در نهایت، او به تبادل احساسات با دیگر عاشقان اشاره میکند و به شیدایی فراگیر در عشق تأکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
