

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۸۳۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۳
مرگ ما هست عروسی ابد
سِر آن چیست هو الله احد
شمس تفریق شد از روزنهها
بسته شد روزنهها رفت عدد
آن عددها که در انگور بود
نیست در شیره کز انگور چکد
هر کی زندهست به نورالله
مرگ این روح مر او راست مدد
بد مگو نیک مگو ایشان را
که گذشتند ز نیکو و ز بد
دیده در حق نه و نادیده مگو
تا که در دیده دگر دیده نهد
