

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۹۵۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵۴
فزود آتش من آب را خبر ببرید
اسیر میبردم غم ز کافرم بخرید
خدای داد شما را یکی نظر که مپرس
اگر چه زان نظر این دم به سکر بیخبرید
طراز خلعت آن خوش نظر چو دیده شود
هزار جامه ز درد و دریغ و غم بدرید
ز دیده موی برست از دقیقه بینیها
چرا به موی و به روی خوشش نمینگرید
ز حرص خواجگی از بندگی چه محرومید
ز غورها همه پختید یا که کور و کرید
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر درباره جستجوی حقیقت و وارستگی از دنیای مادی است. شاعر با استفاده از تصاویری از طبیعت و موجودات زنده، به ارتباط عمیق عشق و زندگی اشاره میکند و بر اهمیت گذر از بندهای ظاهری تأکید میکند. او میگوید که انسان اگرچه در قید و بندهاست، میتواند با نگهداری نگاهی عمیق و معنوی به اصل خویش برسد. در نهایت، شاعر به تضاد میان ظواهر دنیوی و حقیقت معنوی میپردازد و به مخاطب یادآور میشود که در جستجوی حقیقت، نیازی به حاشیهسازی و توجه به ظاهر نیست.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
