

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۹۶۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶۰
به حارسان نکوروی من خطاب کنید
که چشم بد را از یوسفان به خواب کنید
گهی به خاطر بیگانگان سؤال دهید
گهی دل همه را سخره جواب کنید
و چون شدند همه سخره سؤال و جواب
شما به خلوت ساغر پر از شراب کنید
دلی که نیست در اندیشه سؤال و جواب
وی آفتاب جهان شد بدو شتاب کنید
زنید خاک به چشمی که باد در سر اوست
دو چشم آتشی حاسدان پرآب کنید
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و شکوه معشوق اشاره دارد و خواستار توجه به اوست. او از حاضران میخواهد که با کارهای خود، چشمبد را دور کنند و در دل خود به عشق و فهم زندگی بپردازند. در ادامه، شاعر به بیفایده بودن سوال و جوابهای بیمعنی اشاره میکند و بر اهمیت عشق و سرابی بودن زندگی بدون آن تأکید میکند. او همچنین به سخاوت و جود تأکید کرده و فراموشی از دنیای مادی و توجه به حقیقت عشق را به مخاطبان یادآوری میکند. در نهایت، اشارهای به پیام غزلی از شمس به عنوان کانون نور و هدایت وجود دارد که بر توجه به ارزشهای بالا و حقیقی زندگی تأکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
