

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۹۷۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷۰
دیدهها شب فراز باید کرد
روز شد دیده باز باید کرد
ترک ما هر طرف که مرکب راند
آن طرف ترکتاز باید کرد
مطبخ جان به سوی بیسوییست
پوز آن سو دراز باید کرد
چون چنین کان زر پدید آمد
خویش را جمله گاز باید کرد
جامهٔ عمر را ز آب حیات
چون خضِر خوشطراز باید کرد
چون غیورست آن نبات حیات
زین شکر احتراز باید کرد
