

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۹۷۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷۰
دیدهها شب فراز باید کرد
روز شد دیده باز باید کرد
ترک ما هر طرف که مرکب راند
آن طرف تُرک تاز باید کرد
مطبخِ جان به سویِ بیسوییست
پوز آن سو دراز باید کرد
چون چنین کان زر پدید آمد
خویش را جمله گاز باید کرد
جامهٔ عمر را ز آبِ حیات
چون خضِر خوشطراز باید کرد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیداری و آگاهی از حقیقت زندگی دعوت میکند. او میگوید که در شب و روز باید به نگاهی عمیقتر به وجود خود و دنیا پیرامون بپردازیم. در مسیر زندگی، باید از تعلقات و ناملایمات نامناسب فاصله بگیریم و به سوی مراتب حقیقت روانه شویم. او به زیبایی و ارزش زندگی اشاره کرده و میگوید که باید از نعمتها و عشق الهی به خوبی بهرهبرداری کرد. همچنین، در باب عشق و بندگی صحبت میکند و تأکید دارد که سجده و عبادت باید در برابر حقیقت و عشق خالص باشد. در این میان، انسان باید به خودسازی و شناخت عمیقتری از وجود خود بپردازد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
