

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۹۷۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷۶
خسروانی که فتنهای چینید
فتنه برخاست هیچ ننشینید
هم شما هم شما که زیبایید
هم شما هم شما که شیرینید
همچو عنبر حمایلیم همه
بر بر سیمتان که مشکینید
نشوم شاد اگر گمان دارم
که گهی شاد و گاه غمگینید
در صفای می نهان دیدیم
که شما چون کدوی رنگینید
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به ستایش زیبایی و شیرینی میپردازد و گوینده به افرادی که دوستشان دارد اشاره میکند. او از فتنه و آشفتگی در دل سخن میگوید و نشان میدهد که نمیتواند بدون این عزیزان خوشحال باشد. همچنین به تلاش برای یافتن اصالت و صفا در عشق و ارتباطات انسانی اشاره کرده و از زیباییهای آنها یاد میکند. در پایان، به عشق و وابستگی به شمس اشاره میکند و او را پیشوای ملت و دین میداند، دعوت به عشق و گرایش به سادگی و پاکی میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
