

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۹۸۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸۵
هر که بهر تو انتظار کند
بخت و اقبال را شکار کند
بهر باران چو کشت منتظر است
سینه را سبز و لالهزار کند
بهر خورشید کان چو منتظر است
سنگ را لعل آبدار کند
انتظار ادیم بهر سهیل
اندر او صد هزار کار کند
آهنی کهانتظار صیقل کرد
روی را صاف و بیغبار کند
ز انتظار رسول تیغ علی
در غزا خویش ذوالفقار کند
