

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۹۹۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹۰
من بسازم ولیک کی شاید
زاغ با طوطیان شکر خاید
هر یکی را ولایتست جدا
کژ با راست راست کی آید
گرچه طوطی خود از شکر زندست
زاغ را می چمین خر باید
عشق در خویش بین کجا گنجد
ماده گرگ شیر نر زاید
بگریز از کسی که عاشق نیست
زان ز گرگین تو را گر افزاید
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی تفاوتهای ذاتی و تمایزهای شخصیتها پرداخته و این نکته را بیان میکند که هر موجودی ویژگی خاص خود را دارد. او از جدایی میان زاغ و طوطی صحبت میکند و میآید که عشق نمیتواند در دل هر کسی جا گیرد. شاعر هشدار میدهد که از افرادی که به عشق واقعی دست نیافتهاند دوری کن، زیرا آنها ممکن است به تو آسیب برسانند. در پایان، از شمس تبریز و تأثیرات مستی او در دل و جان خود یاد میکند و به نوعی دعوت به پذیرش عشق حقیقی مینماید.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
