

مثنوی معنوی
بخش ۳۱ - ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جداجدا
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۱ - ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جداجدا
وانگهانی آن امیران را بخواند
یکبیک تنها بهر یک حرف راند
گفت هر یک را بدین عیسوی
نایب حقّ و خلیفهٔ من توی
وان امیران دگر، اتباع تو
کَرد عیسی جمله را اشیاع تو
هر امیری کو کِشد گردن، بگیر
یا بکُش یا خود همی دارش اسیر
لیک تا من زندهام این وا مگو
تا نمیرم این ریاست را مجو
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، داستانی از یک امیر بیان میشود که تصمیم دارد وزیران خود را به عنوان ولی عهد معرفی کند. او هر یک از وزیران را به طور جداگانه فرا میخواند و به آنها میگوید که تنها خود را نماینده و نایب خداوند میدانند و نباید در غیاب او از مقام خود سوءاستفاده کنند. این امیر از وزیران میخواهد که همدیگر را به عنوان رقیب یا دشمن نبینند و هر یک به طور جداگانه طوماری که شامل احکام و دستورات است، دریافت میکند. اما طومارهای آنها با یکدیگر در تضاد است و هر یک حکم متفاوتی نسبت به دیگری دارد. این موقعیت میتواند به بروز مشکلات و تناقضات میان وزیران منجر شود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
