

مثنوی معنوی
بخش ۸۶ - دیدن خواجه طوطیان هندوستان را در دشت و پیغام رسانیدن از آن طوطی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۶ - دیدن خواجه طوطیان هندوستان را در دشت و پیغام رسانیدن از آن طوطی
چونک تا اقصای هندستان رسید
در بیابان طوطیی چندی بدید
مرکب استانید پس آواز داد
آن سلام و آن امانت باز داد
طوطیی زان طوطیان لرزید بس
اوفتاد و مُرد و بگسستش نفس
شد پشیمان خواجه از گفت خبر
گفت رفتم در هلاک جانور
این مگر خویشست با آن طوطیک
این مگر دو جسم بود و روح یک
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، راوی به دیدار طوطیانی در دشت میپردازد و خواجهای که پیامی به طوطی میدهد، دچار پشیمانی میشود. وی متوجه میشود که طوطی با فرستادن پیام جان خود را از دست داده و از گفتن پیام ابراز ندامت میکند. این اتفاق او را به تفکر دربارهٔ زبان و تأثیر آن بر زندگی انسانها میکشاند؛ چرا که کلام میتواند هم ویرانگر و هم مرهم باشد. در نهایت، شعر بر اهمیت صبر و دوری از طمع تأکید میکند و میگوید که کسی که صبر کند، به موفقیت میرسد، در حالی که با حرص و زیادهطلبی به شکست میانجامد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
