

مثنوی معنوی
بخش ۷۲ - به اقرار آوردن معاویه ابلیس را
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۷۲ - به اقرار آوردن معاویه ابلیس را
تو چرا بیدار کردی مر مرا
دشمن بیداریی تو ای دغا
همچو خشخاشی همه خواب آوری
همچو خمری عقل و دانش را بری
چارمیخت کردهام هین راست گو
راست را دانم تو حیلتها مجو
من ز هر کس آن طمع دارم که او
صاحب آن باشد اندر طبع و خو
من ز سرکه مینجویم شکری
مر مخنث را نگیرم لشکری
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، مولانا به گفتگویی میان معاویه و ابلیس میپردازد. معاویه که نماد فریب و نیرنگ است، ابلیس را به اقرار وادار میکند. ابلیس به فریبکاریها و دسیسههای خود اشاره میکند و به معاویه هشدار میدهد که از خواب غفلت خارج شود. در این مکالمه، به نوعی اشاره میشود که انسانها باید حقیقت را جستجو کنند و به فریبها و ظاهرگراییها توجه نکنند، زیرا در نهایت آنچه مهم است، صداقت و درک واقعیات است. این گفتگویی خیالی، در عین حال، عمق معنای فریب و آگاهی را در زندگی بشری بررسی میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
