

مثنوی معنوی
بخش ۱۲۶ - بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۲۶ - بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی
کی رسدتان این مثلها ساختن
سوی آن درگاه پاک انداختن
آن مثل آوردن آن حضرتست
که بعلم سر و جهر او آیتست
تو چه دانی سر چیزی تا تو کل
یا به زلفی یا به رخ آری مثل
موسیی آن را عصا دید و نبود
اژدها بد سر او لب میگشود
چون چنان شاهی نداند سر چوب
تو چه دانی سر این دام و حبوب
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به بیان این موضوع میپردازد که انسانها نمیتوانند در امور الهی همانند خداوند مثل بیاورند و درک حقیقی از آن ندارند. مولانا با استفاده از مثالهایی چون موسی و عصا، ابلیس و قارون، نشان میدهد که چگونه انسانها با فهم ناقص خود ممکن است بر مشکلات و مشکلات خطا بیفزایند. در واقع، فقط خداست که میتواند معانی عمیق و حقایق پنهان را درک کند و مثالی درخور برای آنها بسازد. بنابراین، هرگونه مقایسه انسانی از این امور در حقیقت نادرست و ناپایدار است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
