

مثنوی معنوی
بخش ۱۹۱ - ملامت کردن اهل مسجد مهمان عاشق را از شب خفتن در آنجا و تهدید کردن مرورا
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۹۱ - ملامت کردن اهل مسجد مهمان عاشق را از شب خفتن در آنجا و تهدید کردن مرورا
قوم گفتندش که هین اینجا مخسپ
تا نکوبد جانستانت همچو کسپ
که غریبی و نمیدانی ز حال
کاندرین جا هر که خفت آمد زوال
اتفاقی نیست این ما بارها
دیدهایم و جمله اصحاب نهی
هر که آن مسجد شبی مسکن شدش
نیمشب مرگ هلاهل آمدش
از یکی ما تابه صد این دیدهایم
نه به تقلید از کسی بشنیدهایم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، اهل مسجد به مهمان عاشق هشدار میدهند که در آنجا شب را نگذرانده و بخواب نرود، زیرا تجربه نشان داده است که هر کسی شب را در مسجد سپری کند، با خطر مرگ مواجه میشود. آنان بر اساس مشاهدات گذشته، از سر خیرخواهی و محبت او را از این عمل نهی میکنند و به او میگویند که باید از این خواب پرهیز کند. شاعر در اینجا به بیان اهمیت نصیحت و دوستی میپردازد و تاکید میکند که این هشدار از روی خیرخواهی است، نه از روی خیانت.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
