

مثنوی معنوی
بخش ۱۲۱ - غالب شدن مکر روبه بر استعصام خر
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۲۱ - غالب شدن مکر روبه بر استعصام خر
خر بسی کوشید و او را دفع گفت
لیک جوع الکلب با خر بود جفت
غالب آمد حرص و صبرش بد ضعیف
بس گلوها که برد عشق رغیف
زان رسولی کش حقایق داد دست
کاد فقر ان یکن کفر آمدست
گشته بود آن خر مجاعت را اسیر
گفت اگر مکرست یک ره مرده گیر
زین عذاب جوع باری وا رهم
گر حیات اینست من مرده بهم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، مولانا به داستان خر و حرص او میپردازد. خر با تلاش زیاد سعی میکند تا از مکر روبه بگریزد، اما در نهایت تحت تأثیر حرص و گرسنگی قرار میگیرد. او به این نتیجه میرسد که اگر زندگی به این شکل ادامه یابد، بهتر است بمیرد تا از عذاب گرسنگی رهایی یابد. مولانا هشدار میدهد که حرص و عدم درک عواقب میتواند به نابودی انسان منجر شود و بر اهمیت جهاد در راستای کسب حیات جاوید تأکید میکند. در نهایت، او به این نکته میرسد که رنج گرسنگی از سایر رنجها پاکتر و مفیدتر است، زیرا به انسان یادآوری میکند که باید به رازق خود اعتماد کند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
