

مثنوی معنوی
بخش ۴۰ - صفت آن عجوز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۰ - صفت آن عجوز
چونک مجلس بی چنین پیغاره نیست
از حدیث پست نازل چاره نیست
واستان هین این سخن را از گرو
سوی افسانهٔ عجوزه باز رو
چون مسن گشت و درین ره نیست مرد
تو بنه نامش عجوز سالخورد
نه مرورا راست مال و پایهای
نه پذیرای قبول مایهای
نه دهنده نی پذیرندهٔ خوشی
نه درو معنی و نه معنیکشی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر درباره یک زن سالخورده و بیعقار و شعور است که نه توانایی درک معنا دارد و نه فاقد حس و احساسات است. او همچون پیاز، سادگی و بیپایگی را به نمایش میگذارد و هیچ ویژگیای از زیبایی یا قدرت جذب ندارد. در این مجلس، سخن از این عجوزه که هیچ یک از ارزشهای انسانی را در خود ندارد، فرومیافتد و به ناپایداری و بیمعنایی او اشاره میشود. در مجموع، این توصیف نمادی از پستی و زوال انسانی است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
