

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۰۳۹
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۳۹
رفت آنکه نبود کس به خوبی یارش
بیآنکه دلم سیر شد از دیدارش
او رفت و نماند در دلم تیمارش
آری برود گل و بماند خارش
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر از فقدان محبوبی میگوید که به خوبی او در زندگیاش کسی نبود. او احساس میکند که دلیلی برای ماندن در یادهای خوب آن محبوب نیست، زیرا اکنون هیچ اثری از عشقش در دلش باقی نمانده است. با این حال، شاعر به تلخی میرسد که رفتن محبوب مانند رفتن گل است و تنها زخمها و یادهای بد آن باقی میماند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
